تبلیغات
شیشه - دنیا پر استرسه و جالبه که تو ریلکسی!
شیشه

اینجا محلیه واسه عبور نور!!!

+راحت با افراد دوست میشم!دلیلشو نمیدونم چی هست.شاید خوش مشربی باشه یا به قول مادرم نوعی بی قیدی بی ادبانه!اما خارج از سن و ظواهر افراد خیلی سریع به قول معروف گفتنی جوش میخورم با همه.خانوادم این اخلاق من رو دوست ندارن.اما خوب وقتی حدود خودتو با دیگران مشخص کنی چی ایرادی داره برقراری ارتباط با دیگران؟
من اعتقاد دارم که سه دسته آدم رو باید تو زندگی به عنوان دوست نگه داشت.
کسی که کنارش آرامش داری و باهاش بهت خوش میگذره.کسی که سطح علمی و لول آموزشی بالاتری از تو داره .کسی که وضعیت مالی بهتر از تو داره.
دسته اول واسه انبساط روح و روان،دسته دوم واسه ارتقا سطح علمی و کیفیت کار و داشتن وجه به عنوان دمخور بودن با قشر فرهیخته .و دسته سوم!افراد پولدار رو نه به خاطر پولشون بلکه بخاطر قدرتی که دارن باید باهاشون بود.پول قدرت میاره و جاهایی که زورت نمیرسه میتونی رو قدرت افراد پولدار حساب کنی.تاکید میکنم که رو قدرتشون نه پولشون.افراد ثروتمند مثل یک اعتبار هستن که دوستی با اون ها تو زندگی لازمه.
یکجا هست که تو سرمایه هم داری اما اعتبار نداری.دوست ثروتمندت میتونه مثل یک دیوار معتبر ضامنت بشه.

+اوضاع کاریم خیلی عالی شده،به مدد دوست عزیزم ،خانم دکتر "ی" به یکی از معتبرترین آزمایشگاه ها رفتم و بعد یک مصاحبه طولانی شدم کارمند یک آزمایشگاه نمونه و معتبر و معروف.
با همکارای جدیدم هم خیلی رابطه ی خوبی دارم و جو کاری محیط جدید فوق العادس.
خانوادم مخالف بودن چون ساعت کاریم یک ساعت بیشتر شده! اما خوب گفتم که مستبدم:دی

+تازگی ها دارم آدمهای اطرافمو دوستامو بهتر میشناسم.اما با خودم میگم چرا باید قهر کنم؟چقد عمر میکنم که بخوام تو کینه و دلخوری بگذرونم ؟چرا نباید ببخشم؟مثلا نبخشمش خوشحالم؟یا اگه خودمو بگیرم میرسم ب قله های شادی؟ ب خودم میگم دنیا خیلی گرده شیشه بیخیال ،بگذر از هر چی گذشته.از آینده نترس و از حال لذت ببر.نبش قبر گذشته و استرس آینده رو بیخیال.ببخشو بگذرو الان رو دریاب شیشه. 

+همکار جدیدم:با عشق ازدواج کردی یا با عقل؟
من:با عقل
همکار جدیدم:یعنی همو از قبل نمیشناختین؟
من:چرا.چهار سال و نیم
همکارم:پس با عقل نبوده!
من:وقتی همو شناختیم انتخابمون عقلانی بوده.
همکارم:یعنی عاشق نبودید؟
من:عشق از شناختو عقلانیت میاد.آدم خلو چل که عاشق نمیشه.یکجا پا بند نمیشه.
همکارم:میگن عشق یک مدته .بنظر مدت عشق شما چقده.
من با خنده: تو هم داری مصاحبه شغلی میکنی الان با من؟مگه شیر کاکائو هس که تاریخ انقضا داشته باشه؟
همکارم :آخه همه میگن عشق مدت داره!
من:آره!مدتش واسه من تا آخر عمره و حتی بعد از اون.
همکارم:اصلا بهت نمیاد انقد ریلکس باشی.انقد جدی و منضبطی بنظرم میامد خشک و بی احساس باشی.
من:عشق بدون عقل و شناخت عشق نیست،یادت نره.
+سلامتی
سعادت
ثروت
مورد اول رو از هر چیز دیگه ای نیازمندترم. . .
شاید مرگ همین باشد. . .

+البته که دکترا جو میدن،اما وضعیت من واقعا اورژانسی بود.
وقتی دکتر گف مورد مشکوک ب سرطان دستگاه گوارش یه سکته رو رد کردم!
با خرچنگ که حرف زدم گف نگران نباش.تو هیچیت نیست.فقط سبک غذاتو عوض کن و مثل آدم سبزیجات بخور!
الحمدالله نتایج آزمایشات خوب بود و دقیقا حق با خرچنگ بود.

+زندگی فیبری من!
کاهو،بروکلی،کرفس،اسفناج ،میوه و . . .
کلا تصمیم دارم سالم زندگی کنم! من سبزیجات را دوست دارم!
سبزیجات آدمو ریلکس میکنه!والا بخدا!بخورید میفهمید!
+روزای آخر سالو حجم زیاد کارهای آزمایشگاه فرصت با خرچنگ بودن رو ازم گرفته.هفته پیش نشد برم پیش خرچنگ و آخر هفته کنار هم نبودیم،خرچنگ شدیدا نادراحت بود و غرغر میکرد،بهش پیام دادم"دلت برام تنگ شده؟"جواب داد که"اگه دلم تنگ نشده بود انقد غرغر میکردم؟انقد ناراحت بودم؟" طبق معمول من ذوق مرگ شدمو رفتم تو خلصه:دی
+هفت اسپند نوشت:
این روزها آرومم،ریلکس. . .
روزهای خوبیه. . .
هفت اسفند نوشت در ساعت هژده:امروز اولین انتخابات متاهلی ما بود!
عاقدمون هم سر لیست 30+16 بود.
پر بودیم از حس خوب.
کنار هم برگه های انتخاباتی رو پر کردیم و پر بودیم از آرامشو حسی خوب و به عشق کشور عزیزمون رای دادیم.
پاینده باد ایران.

+یکی از تفریحات سالم من این هستش که تایمی رو که مطمئنم خرچنگ خوابه رو به جهنم تبدیل کنم!
جمعه ظهر وقتی خرچنگ خواب بود با موچین دو تا از موهای پاشو کندمو جیغ جیغ کنان دور اتاق دویدم!
خیلی تفریح سالمیه:دی
خلاصه آرامششو مخدوش کردمو حسابی بهم خوش گذشت:دی
+خانم کوهنورد؟
اینم اکانت اینستاshishe30.mihan

 +همیشه فوبیای عابر بانک داشتم!
چجوری بگم؟خوب همیشه وحشت داشتم عابر بانک ب قول عامه کارتمو بخوره یا اصطلاح بانکیش،کارتمو ضبط کنه!
چند روز پیش رفتم عابر بانک که پول بردارم.هر چی رمزو میزدم 2230 پیام میداد که رمز اشتباه هستو بعد سه بار کارتمو خورد!
خلاصه فردا صبحش رفتم بانک ک کارتمو بگیرم.مسئول این امر پرسیدش که چرا رمزتو سه بار اشتباه زدی؟گفتم آخه همه رمزام2230هست حواسم نبود که این کارتو تازه گرفتمو رمزشو هنوز عوض نکردم. 
پرسید این بیستو دو سی چی هستش که همه رمزاته؟
گفتم بیستو دو روز تولد خودمه سی روز تولد همسرم.
آقای مسئول یه لبخند بزرگ زدو گفتش چه رمز قشنگی.

+خرچنگ:شماره بیمه اتو دادی؟
شیشه:آره اوکی شدش.
خرچنگ:خدا رو شکر تو بیمه ات فاصله نافتاد.
شیشه:بیمه میخوام چیکار؟تو خودت بیمه عمر منی.
خرچنگ در پوزیشن لبخند از ته دل.

+از بچگیم اسپند که میشد ذوق رنگ کردن تخم مرغ تو دلم غلغل میکردش!امسال انگیزه های رنگی رنگی زیادی دارم.شاید ظرف سفالی هم واسه خانم دکتر(همکارم) رنگ بکنم و عیدی بهش بدم.فازم هپیه:دی

+مدتهاست که وبلاگ طرافداراشو از دست داده ،وبلاگ ما هم از این قاعده مستثنی نیست.دیگه کسی ذوق وب خوندن ندارهنمیدونم چرا من انقد پیگیرم!
+راحت با افراد دوست میشم!دلیلشو نمیدونم چی هست.شاید خوش مشربی باشه یا به قول مادرم نوعی بی قیدی بی ادبانه!اما خارج از سن و ظواهر افراد خیلی سریع به قول معروف گفتنی جوش میخورم با همه.خانوادم این اخلاق من رو دوست ندارن.اما خوب وقتی حدود خودتو با دیگران مشخص کنی چی ایرادی داره برقراری ارتباط با دیگران؟
من اعتقاد دارم که سه دسته آدم رو باید تو زندگی به عنوان دوست نگه داشت.
کسی که کنارش آرامش داری و باهاش بهت خوش میگذره.کسی که سطح علمی و لول آموزشی بالاتری از تو داره .کسی که وضعیت مالی بهتر از تو داره.
دسته اول واسه انبساط روح و روان،دسته دوم واسه ارتقا سطح علمی و کیفیت کار و داشتن وجه به عنوان دمخور بودن با قشر فرهیخته .و دسته سوم!افراد پولدار رو نه به خاطر پولشون بلکه بخاطر قدرتی که دارن باید باهاشون بود.پول قدرت میاره و جاهایی که زورت نمیرسه میتونی رو قدرت افراد پولدار حساب کنی.تاکید میکنم که رو قدرتشون نه پولشون.افراد ثروتمند مثل یک اعتبار هستن که دوستی با اون ها تو زندگی لازمه.
یکجا هست که تو سرمایه هم داری اما اعتبار نداری.دوست ثروتمندت میتونه مثل یک دیوار معتبر ضامنت بشه.

+اوضاع کاریم خیلی عالی شده،به مدد دوست عزیزم ،خانم دکتر "ی" به یکی از معتبرترین آزمایشگاه ها رفتم و بعد یک مصاحبه طولانی شدم کارمند یک آزمایشگاه نمونه و معتبر و معروف.
با همکارای جدیدم هم خیلی رابطه ی خوبی دارم و جو کاری محیط جدید فوق العادس.
خانوادم مخالف بودن چون ساعت کاریم یک ساعت بیشتر شده! اما خوب گفتم که مستبدم:دی

+تازگی ها دارم آدمهای اطرافمو دوستامو بهتر میشناسم.اما با خودم میگم چرا باید قهر کنم؟چقد عمر میکنم که بخوام تو کینه و دلخوری بگذرونم ؟چرا نباید ببخشم؟مثلا نبخشمش خوشحالم؟یا اگه خودمو بگیرم میرسم ب قله های شادی؟ ب خودم میگم دنیا خیلی گرده شیشه بیخیال ،بگذر از هر چی گذشته.از آینده نترس و از حال لذت ببر.نبش قبر گذشته و استرس آینده رو بیخیال.ببخشو بگذرو الان رو دریاب شیشه.

+همکار جدیدم:با عشق ازدواج کردی یا با عقل؟
من:با عقل
همکار جدیدم:یعنی همو از قبل نمیشناختین؟
من:چرا.چهار سال و نیم
همکارم:پس با عقل نبوده!
من:وقتی همو شناختیم انتخابمون عقلانی بوده.
همکارم:یعنی عاشق نبودید؟
من:عشق از شناختو عقلانیت میاد.آدم خلو چل که عاشق نمیشه.یکجا پا بند نمیشه.
همکارم:میگن عشق یک مدته .بنظر مدت عشق شما چقده.
من با خنده: تو هم داری مصاحبه شغلی میکنی الان با من؟مگه شیر کاکائو هس که تاریخ انقضا داشته باشه؟
همکارم :آخه همه میگن عشق مدت داره!
من:آره!مدتش واسه من تا آخر عمره و حتی بعد از اون.
همکارم:اصلا بهت نمیاد انقد ریلکس باشی.انقد جدی و منضبطی بنظرم میامد خشک و بی احساس باشی.
من:عشق بدون عقل و شناخت عشق نیست،یادت نره.
+سلامتی
سعادت
ثروت
مورد اول رو از هر چیز دیگه ای نیازمندترم. . .
شاید مرگ همین باشد. . .

+البته که دکترا جو میدن،اما وضعیت من واقعا اورژانسی بود.
وقتی دکتر گف مورد مشکوک ب سرطان دستگاه گوارش یه سکته رو رد کردم!
با خرچنگ که حرف زدم گف نگران نباش.تو هیچیت نیست.فقط سبک غذاتو عوض کن و مثل آدم سبزیجات بخور!
الحمدالله نتایج آزمایشات خوب بود و دقیقا حق با خرچنگ بود.

+زندگی فیبری من!
کاهو،بروکلی،کرفس،اسفناج ،میوه و . . .
کلا تصمیم دارم سالم زندگی کنم! من سبزیجات را دوست دارم!
سبزیجات آدمو ریلکس میکنه!والا بخدا!بخورید میفهمید!
+روزای آخر سالو حجم زیاد کارهای آزمایشگاه فرصت با خرچنگ بودن رو ازم گرفته.هفته پیش نشد برم پیش خرچنگ و آخر هفته کنار هم نبودیم،خرچنگ شدیدا نادراحت بود و غرغر میکرد،بهش پیام دادم"دلت برام تنگ شده؟"جواب داد که"اگه دلم تنگ نشده بود انقد غرغر میکردم؟انقد ناراحت بودم؟" طبق معمول من ذوق مرگ شدمو رفتم تو خلصه:دی
+هفت اسپند نوشت:
این روزها آرومم،ریلکس. . .
روزهای خوبیه. . .
هفت اسفند نوشت در ساعت هژده:امروز اولین انتخابات متاهلی ما بود!
عاقدمون هم سر لیست 30+16 بود.
پر بودیم از حس خوب.
کنار هم برگه های انتخاباتی رو پر کردیم و پر بودیم از آرامشو حسی خوب و به عشق کشور عزیزمون رای دادیم.
پاینده باد ایران.

+یکی از تفریحات سالم من این هستش که تایمی رو که مطمئنم خرچنگ خوابه رو به جهنم تبدیل کنم!
جمعه ظهر وقتی خرچنگ خواب بود با موچین دو تا از موهای پاشو کندمو جیغ جیغ کنان دور اتاق دویدم!
خیلی تفریح سالمیه:دی
خلاصه آرامششو مخدوش کردمو حسابی بهم خوش گذشت:دی
+خانم کوهنورد؟
اینم اکانت اینستاshishe30.mihan

 +همیشه فوبیای عابر بانک داشتم!
چجوری بگم؟خوب همیشه وحشت داشتم عابر بانک ب قول عامه کارتمو بخوره یا اصطلاح بانکیش،کارتمو ضبط کنه!
چند روز پیش رفتم عابر بانک که پول بردارم.هر چی رمزو میزدم 2230 پیام میداد که رمز اشتباه هستو بعد سه بار کارتمو خورد!
خلاصه فردا صبحش رفتم بانک ک کارتمو بگیرم.مسئول این امر پرسیدش که چرا رمزتو سه بار اشتباه زدی؟گفتم آخه همه رمزام2230هست حواسم نبود که این کارتو تازه گرفتمو رمزشو هنوز عوض نکردم. 
پرسید این بیستو دو سی چی هستش که همه رمزاته؟
گفتم بیستو دو روز تولد خودمه سی روز تولد همسرم.
آقای مسئول یه لبخند بزرگ زدو گفتش چه رمز قشنگی.

+خرچنگ:شماره بیمه اتو دادی؟
شیشه:آره اوکی شدش.
خرچنگ:خدا رو شکر تو بیمه ات فاصله نافتاد.
شیشه:بیمه میخوام چیکار؟تو خودت بیمه عمر منی.
خرچنگ در پوزیشن لبخند از ته دل.

+از بچگیم اسپند که میشد ذوق رنگ کردن تخم مرغ تو دلم غلغل میکردش!امسال انگیزه های رنگی رنگی زیادی دارم.شاید ظرف سفالی هم واسه خانم دکتر(همکارم) رنگ بکنم و عیدی بهش بدم.فازم هپیه:دی

+مدتهاست که وبلاگ طرافداراشو از دست داده ،وبلاگ ما هم از این قاعده مستثنی نیست.دیگه کسی ذوق وب خوندن ندارهنمیدونم چرا من انقد پیگیرم!


[ سه شنبه بیستم بهمن 1394 ] [ ساعت 20 و 23 دقیقه و 50 ثانیه ] [ شیشه ] نظرات

نمایش نظرات 1 تا 30


      قالب ساز آنلاین