تبلیغات
شیشه - عروسو داماد ماه مهر
شیشه

اینجا محلیه واسه عبور نور!!!

+هم اکنون من یک عدد شیشه هستم با چشمهای قلبی و نیشی باز که دوست دارم با یک جعبه شیرینی از طریق امواج وای فای به اتاق های شما بیایم و علاوه بر پاگشا شدن  شاباش هم بگیرم و بعد در کمال پرویی بگویم"برای ما دعا کردید؟؟؟" بعد مظلوم شوم و بگویم که" به یاد تک تک شما ها بودم..." بعد بغضی شوم و بگویم ما را چقدر شرمنده کردید....

+بیستو یک مهر نود و چار رو تاریخ دیگه هرگز به خودش نمیبینه! اگه شماها تو این تاریخ حدودای غروب تو خیابون ولیعصر یه دختر با روسری ابریشمی سفید و کفش صدفی با سگک طلایی وکت بلند سفید که یقه اش کار شده و زر دوزی شده و مروارید دوزی شده بود با شلوار سفید دیدید که شدیدا حلقه اش برق میزد که دست یه پسر با کت شلوار مشکی که پیرهن سفید پوشیده رو گرفته و دارن با قهقه تو طول خیابون میخندن و بی توجه به عابرین سلفی های اسکلانه میگیرن,قطعا منو خرچنگ بودیم:دی تازه دیده شده که این دو نفر پارک دانشجو رفتن و حسابی هم اونجا عکس گرفتن و دهن ملتو با جلف بازیاشون سرویس کردن:دی

+اولین شام متاهلی رو تو یه فست فود سمت ضلع شمال شرق چار راه ولیعصر خوردیم .کنار فست فودی یه کیف فروشی بزرگ بود و من و خرچنگ خیره شدیم به چمدونهای تو ویترین و هر دومون به این فکر میکردیم که سفر ما تازه شروع شده...نکته اطمیینان بخش این خیرگی به چمدونها انتخاب همسفر مناسب بود[لبخند لطفا]

+جمعه ی قبل عقد وقتی خانواده ی خرچنگیانی برای آوردن چادر عروس و انگشتر نشون تشریف آورده بودن منزل ما،من با زیباترین و هیجان انگیز ترین تصویری مواجه شدم که تصور میکردم فقط مال فیلم هاست!پنج طبق بزرگ رو دست و سر مردهای خانواده از پله های آپارتمان ما بالا میامد!یه طبق پر از میوه دو تا پر از شیرینی ،یکی پر از هدیه و پر از کله قند و یکی حاوی انگشتر نشون و کادوهای مادر دوماد!انصافا خانواده ی خرچنگیانی ترکوندن!هرگز تصور چنین مراسم با شکوهی رو نداشتم! واقعا جلو خانوادم رو سفید شدم مخصوصا وقتی بعد رفتنشون مادرم گفت"الحمدالله خانواده ی دست و دل باز و مردم داری هستن".

+از این به بعد ما وارد مرحله ی جدیدی شدیم!و عروسی برای شهریور سال بعد اگه خدا بخواد. و حالا ماییمو پستی بلندی های دوران عقد! روزهای قشنگیه و عروسو داماد ماه مهر دارن پاییزو نفس میکشن...

+اگه دوست داشتید با ما باشید که برای ما افتخاره:-*




[ شنبه بیست و پنجم مهر 1394 ] [ ساعت 20 و 19 دقیقه و 21 ثانیه ] [ شیشه ] نظرات

نمایش نظرات 1 تا 30


      قالب ساز آنلاین