تبلیغات
شیشه - شمارش معکوس
شیشه

اینجا محلیه واسه عبور نور!!!

خوب! شمارش معکوس تا سال نود و شیش!
از امشب این پست پیشوازانه رو میذارم و هر شب میامو یه روز تا عید رو ازش کم میکنم
سال نود و چهار سال عروس بود و سال نود و پنج سال عشق! سال عشق شما چطوری گذشت؟ برام مینویسید؟
+شونزدهم اسفند: امروز ننه سرما بقچه اش رو تکوند و کلی سرما و برف و بارون ریخت رو سر ما. بعدم با اقتدار پاشو گذاشت رو شکوفه ها و غنچه ها و گفت"آسیاب به نوبت بهار خانوم! صبر ما بریم بعد " خلاصه ک به زمستون بر خورده بود که بهار داره زودتر از موعد میاد و گیسو گیس کشی بوده:دی!                                               +هیودهم اسفند: یک روز نیمچه زمستونی بود که اینور همت باروونی و ابری و قرمزی بود، اونورش خشک و نیمه ابری! والا تهرانم شهر عجایبه!
و زمستان کماکان قبراق و پر انرژی در دامنه جنوبی البرز میتازد.
هیژدهم اسفند: روز جهانی زن هستو جهان جای نامردی است . . .

+نوزدهم اسفند: امروز خرچنگ به مناسبت روز جهانی زن ،روز زن ایرانی و عیدی سال نو(البته با تعجیل:دی) ،به من هدیه داد. یه اتو مو که باهاش خودمون رو کشتیم! الان من خطرناک ترین آدم رو کره زمینم!هر کی از جلوم رد بشه اتو میکشمش:دی
یه اسپانچ کیک ساده هم درست کردمو روشو کاتلا مالیدم، مزش عالی شد.

+بیست اسفند:از ساعت شیش بیدارم!بعد پنج ماه مامان بابام دارن میان! با خرچنگ کلی ژله بستنی درست کردیمو خندیدیم. این مقدمات پیش از رسیدن مهمون خیلی مزه میده ما دو تا که حسابی خوش میگذرونیم این موقع ها.

+بیستو یک اسفند: شنبه ها شنبه ها شنبه ها. . . نگم براتون! همین بس که شنبه بود و شنبه بود و شنبه بود:دی

+بیستو دو اسفند: خرچنگ تا نه شب آموزشگاه بود و من یه قارچ سوخاری با پنیر درست کردم ک مزش بی نظیر بود. و کلی خودم به خودم بالیدم:دی

+بیستو سوم اسفند:خرچنگ پیام داد که بریم پیاده روی؟ آخه کلاس خصوصیش کنسل شد،منم با اینکه داشتم از خستگی میمردم با کمال میل پذیرفتم. رفتیم زیر بارون ،تو هوا لطیف شبای آخر اسفند ،حسابی گشتیمو شام خوردیم و چقد با هم حرف زدیم.هر کس ما رو میدید فکر میکرد تازه نامزد شدیم.

+بیستو چهار اسفند:شب چهارشنبه سوری انگار همه مردم در حال کار با پدافند غیر عامل بودن!از شهر صدا جنگ میامد! بو باروتو که نگو. وسط این شلوغیا من و خرچنگ تکیه دادیم به رادیاتور و تخمه خوردیم و چهارشنبه سوری رو با خنده و دل خوش به سر کردیم.

+بیستو پنج اسفند: امروز خسته ام خیلی هم ناراحت ،چون شنبه هم باید برم سر کار. . .
امروز با خرچنگ رفتیم فروشگاه،چقد شلوغ بود،سرسام شدم.چند سال شده بود که دم عیدا فروشگاه نمیرفتم و امسال بخاطر زندگی مستقل از پدر و مادر ، مجبور بودم خودم برم خرید شب عید. . .نگم براتون . . .شلوغ شلوغ

+بیستو شیش اسفند:امشب شام عمه کوچیکه ام اومد.عمه کوچیکه۶۵سالشه و من عاشقشم.برعکس عمه بزرگه. عمه کوچیکه وقت عروسیم ایران نبود و امشب بهم هدیه عروسیمو داد و من کلی هپی شدم. دخترشم بود و فهمیدم خونش نزدیکه به من هس.
دختر عمه تنهاست و من خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم به هم نزدیکیم.
خرچنگ برنجی آبکش میکنه ها! عین این هیئتی ها.تو این شیش ماه خرچنگ شده محبوب دلهای فامیل شیشه ایان! همه عاشقش میشن، عاشق خنده هاش عاشق اخلاق خوبش، اصلا در وصف نگنجد که عمه و عمو چقد عاشقش شدن.

+بیستو هفتم اسفند:امروز دخترعموم که دانشجو هنره برام رنگای اکرلیک آورد تا تخم مرغ رنگ کنم!تخم مرغام اصلا قشنگ نشد اما واقعا پروسه رنگامیزی خیلی شاد بود.
امروز پیش دختر عمه هم رفتم، عمه سوغاتیامو داد و حیف که داره زود میره.خونه دختر عمه حس خوبی داشت اما میشد تنهایی رو توش دید . . .

+بیستو هشت اسفند:صبح رفتم سر کار! باورتون میشه! رفتم سر کار! ستم بود! مترو خالی،اتوبان خالی ،شهر خالی . . . فهمیدم چقد ترافیک رو دوست دارم!
+بعد کار خرچنگ اومد دنبالمو رفتیم خونه بابام و خانوادگی تخم مرغ رنگ زدیم. چقد هپی شدیم:دی

+بیستو نهم اسفند:امروز دختر عموم اومد و باز هم بساط تخم مرغی داشتیم، قبل از اومدن دختر عموم هفت سینمون رو چیدیم و دو نفری کلی حرکات هارمونیک ساده درآوردیم(رقصیدیم) و انقد خندیدیم ک حد نداره. تو پروسه رنگامیزی تخم مرغا خرچنگ من رو رنگ زد! شدم دفتر نقاشیشو چقد خوب بود.

+سی ام اسفند:امسال سال کبیسه بود و چه سال قشنگی بود.چقد سال نود و پنج رو دوست داشتم.زمستونش غم انگیز بود اما سال قشنگی بود. یادم باشه واسه بچه هامو نوه هام بگم که اولین سال تحویل زیر یک سقفی ما تو سال کبیسه بودش.
دیشب نیم سال از زندگیمون گذشت!هه هه هه . . . . و ما شب گردی کردیمو موزیک گوش دادیم. امروزم از ساعت هفتو سی دقه بیدار شدم و سفره هفت سین چیدمو کلی ذوق دارم . . 
خدایا بی نهایت بار شکرت ،خدایا حول حالنا الی احسن الحال. . . 
مرسی خدای باحال. . .
سال نو مبارک. . . سیصدو شصتو پنج روز عاشق باشید:دی



[ یکشنبه پانزدهم اسفند 1395 ] [ ساعت 18 و 34 دقیقه و 21 ثانیه ] [ شیشه ] نظرات



      قالب ساز آنلاین