تبلیغات
شیشه - عاشقانه های پاییز ششم^_^
شیشه

اینجا محلیه واسه عبور نور!!!

کاش آدم اینجوری نبود،با معنی دلتنگی آشنا نبود.
یادمه چند سال پیش وقتی بوی مهر میامد تو کوچه انقد ذوق میکردم که حد نداشت،خرچنگ آخرای شهریور واسه انتخاب واحد من کلی ذوق داشت میامد جلو مترو دنبالم،خودش سایت گلستان رو برام باز میکرد و واحد بر میداشت ،تو محوطه دانشگاه چرخ میزدیمو بعد ناهار میرفتیم حاج عباس و عصرش باغ فاتح و به هم قول میدادیم که این ترم حسابی درس بخونیم.
پاییز چند ساله که واسه من با یه عشق عمیق همراهه.یه جور ذوق و شوق خاص.
پاییز امسال خیلی خاص تر و عجیب تر.پاییز امسال ما زیر یک سقفیم.چقد احساس خوبی دارم.پاییز امسال بی صبرانه منتظر شبهای بلندتمو غروبای قشنگتو بارونای خوش عطرت.
بیا پاییز بیا،اینجا دختری برای عاشقانه هایش تو را کم دارد. . . .

+بعد از پیاده روی طولانی با مانی سوار تل اسکی شدم،درختا داشتن لباسای زرد میپوشیدن،از اون بالا تهران مثل یه مشت سنگو خاکه،خیره شدم به آسمون،اجازه دادم باد از شالم رد بشه،چشمامو بستم،پاییزو نفس کشیدم. . .
+چهار روز تا پاییز مونده امشب بیستو هفتا غروب از شهریور میگذره.امشب آخرین شبی هست که خونه پدری هستم.گلچهره،مادر زیبای من، دلم برات تنگ میشه، برای پدر برای مانی برای همه لحظات چهار نفرمون. امروز شهر شدید بوی پاییز میداد،هوا ابری،باد،درختای چند رنگ،غروب نارنجی و چند دسته پرنده مهاجر .
بیا پاییز بیا ،اینجا آناهیتا ، الهه ی آبان تو را میخواند ،مردم این شهر تشنه را بی آبان مکن،بیا پاییز بیا.
+تو یکسری چیزها رو نمیدونی خرچنگ.کلا جنس مرد از درک یک سری مسائل عاجزه.هرچند که شهیرترین شعرا و عاشقانه نویسهای تاریخ مردا هستن اما باز هم خیلی هاشون خیلی شواهد عالم خیال رو درک نمیکنن.
مثلا تو چه میفهمی که من وقتی تو چشمای عسلیت خیره میشم لحظه ای که توشم چقد شیرین میشه؟ یا وقتی از نیم رخت نگاهت میکنه احساس میکنم دارم تراش خوردگی های کارای میکلانژو میبینم.
تو نمیفهمی،هیچ مردی نمیفهمه که یک زن حتی با حرکات کوچیک مرد دنیاش منقلب میشه.اصلا تا حالا فکر کردی وقتی تند تند راه میری چقد جذاب میشی؟ یا متوجه شدی موقع آب خوردن ته لیوان رو نگاه نمیکنی؟ یا اصلا میدونستی با انگشت اشاره ات هیچ وقت گوشتو نمیخارونی؟ من همه این چیزا رو میبینمو و تغییر تو هر کدوم از حالتات رو میفهمم. تو واسه من یه سرزمین دور توی یه کهکشان دور با میلیاردها فاصله ی سال نوری بودی و الان دارم کشفت میکنم و حتی صفات منفیتم برام جالبن.شما مردا نمیفهمید که چقد میتونید دوست داشتنی باشید و بشید وطن یک زن.
مردی از جنس خورشید تیر برای دختری از ابرهای آبان قطعا همیشه جذابه. بیا پاییز بیا که جشن مهرگانمان تو را کم دارد. . .
+بیستو نهم شهریور:الان تو راه تالاریم و پر از حس خوشبختی:-*



[ جمعه بیست و ششم شهریور 1395 ] [ ساعت 16 و 07 دقیقه و 07 ثانیه ] [ شیشه ] نظرات



      قالب ساز آنلاین