تبلیغات
شیشه - روزی روزگاری
شیشه

اینجا محلیه واسه عبور نور!!!

+تو دو تا سفری که با خرچنگ داشتم چیزای زیادی از همسرم فهمیدم و کلی از زوایا و خفایا و سجایای همسرم برام مشخص شد.و دقیقا برای خرچنگ هم همینطور.

+ما تو این سفر دوم خیلی با هم حرف زدیم.یک روز حدود هفت ساعت تمام بی وقفه راجع به مسائل و اختلافات فرهنگهای دو تا خانوادمون بحث کردیم.
اینکه لزومی نداره که ما دقیقا کپی پیست والدینمون باشیم.چون ما با اون ها فرق داریم ،عصر و زمان ما با اون ها متفاوته.امکانات ما خیلی بیشتر از دوران جوونی اون ها بوده.ما بیشتر میتونیم کتاب بخونیم، امکان تحصیل و رشد بیشتری داریم،ارتباطات بیشتری با جهان خودمون نسبت به دوران جوونی اون ها داریم و کلا شرایط زندگی مطلوب تر و تکامل یافته ای نسبت به والدینمون داریم.
پس حق نداریم اشتباهات اون ها رو تکرار کنیم ،چون شرایط زندگی اون زمان جوری نبوده که اون ها علمو اطلاعات امروز ما رو داشته باشند.
ما تفکراتمون با والدینمون فرق داره چون زمان و دوره زندگی متفاوت از همی رو داشتیم.

+اگه تو جامعه مرد ایسم ما زن وظیفه اش اداره ی امور خونه و بچه ها بوده قرار نبوده زن خارج خونه هم کار کنه و بعد به تنهایی بار مسائل داخل خونه رو ب دوش بکشه.
شرایط زندگی امروز جوری هست ک تو شهرای بزرگ واقعا باید زن و مرد با هم کار کنن و ظلم هست که بار مسائل اقتصادی رو دوش یک نفر باشه .
اما حالا که قرار زن همپای مرد زحمت بکشه، مرد امروز ایرانی نباید مثل پدرو پدر بزرگش انتظار داشته باشه که زن با خستگی حاصل از آلودگی صوتی و سرب و فشار مترو بی آر تی مثل یک فرفره بچرخه و کارای خونه رو هم به تنهایی انجام بده.
شاید پنجاه سال پیش تو روستاها زن ها با همسرانشون کشاورزی و دامداری میکردن و بچه ها و خونه رو هم هندل میکردن.اما محل کار دو ساعت تا خونه فاصله نداشت.بچه ها بعد یک سنی خودشون کمک والدین میشدن.زن فشار کارفرما و استرس اجاره و قسط نداشت.زن انقد نگران آینده زندگیشو بچه هاش نبود. آلودگی های صوتی و هوا و دود و سرب و کثافت روح و روانشو بیمار نکرده بود.

+با خرچنگ تصمیم گرفتیم علاوه بر همسر هم بودن همپای هم نیز باشیم.
ما با هم کار میکنیم، با هم خونمون رو اداره میکنیم ،با هم بچه ها رو بزرگ میکنیم و . . .

عصرو دوره ی ما ،عصر همدلی هست.ما با والدین خودمون فرق داریم.
فمنیست نه،مرد سالاری نه.همدلی و عشق! فقط عشق و انصاف هست که میشه سیمان یک زندگی.

زندگی مشترک سازگاری هست نه سازشکاری.
ما یار همیم نه بار هم.
همپا بودن و همسر بودن هر دو در کنار هم.

+خرچنگ ازت ممنونم واسه همه چیز.
+بنظر من حریم شخصی بین زن و شوهر درست به ما معرفی نشده.
بنظرم،حریم شخصی شامل لاک گوشی و یا رمز عابر بانک یا محتویات تو جیب کت شوهر و کیف خانم نمیشه!
حریم شخصی یعنی مرد حق داره یک روزهایی رو برای خودش باشه!آزاد باشه،بره گردش.با دوستاش باشه،یه ساعتی از روز واسه خودش کتاب و روزنامه بخونه،اخبار نگاه کنه و یه پارت زمانی تو روز رو به خودش اختصاص بده.
همچنین خانم.خانم حق داره گاهی با دوستاش برنامه های زنونه بذاره بره گردش یه ساعتی از روز رو واسه خودش به مطالعه و کارهای دلخواهش اختصاص بده.
من اسم این حق ها و اسم این زمان های اختصاصی رو حریم شخصی میذارم.
حریم شخصی تو روابط زن و شوهری دامنه ی متفاوتتری داره و باید شناختش.
ساعات مناجات ،مطالعه،ورزش،رفتن تو غار تنهایی مردا یا نشستن دور آتیش دسته جمعی زنا و . . . .همه یعنی حریم شخصی زوج ها!
حالا این نظر من هست!شایدم اشتباه باشه.

معرفی پیج:دوستانی که به شیرینی پختن علاقه دارن تو اینستا برن به اکانت:
@rosannapansion
وای بچه ها فوق العادس.
+یک هفته ای میشه که به صورت جدی وارد پروسه ی خرید جهاز شدم! و به معنی واقعی تصمیم گرفتم هیچ چیز اضافه ای نخرم!و بعدا تو زندگی اگه احساس نیاز کردم تهیه اش کنم.سرخ کن ،توستر ،ساندویچ ساز ،آب پرتقال گیر،بخار شور ،جارو شارژی ،چای ساز ،قهوه جوش ،تخم مرغ آب پز کن،انواع همزن برقی،چرخ خیاطی و . . . وسایلی که شاید سالی یکبار هم به کارم نیاد و فقط جنبه چشم رو هم چشمی داره رو کاملا فاکتور گرفتم.
ظرف هم دو دست بیشتر نمیخرم یک دست دم دستی یک دست واسه مهمونی.
حتی بوفه هم نمیخرم احتمالا!چون باید پنج شیش میلیون ظروف کریستال و دکوری بذارم توش که هرگز جنبه مصرفی ندارن و فقط واسه قشنگی هس.خونه است!نمایشگاه ظرف نیست که! بعدشم یک زن و شوهر جوون تازه عروس و دوماد شده چرا باید این همه تشریفات داشته باشن؟تازه اجاره نشین بودن هم هست! چرا باید کلی خرتو خورت خرید که تو اسباب کشی بشن مصیبت؟
به هیچ وجه بحث مادیات مطرح نیست.فقط کافی هست بخوام تا جهازی بدم رویایی و بعد عکسش رو بفرستم واسه پیج های جهاز عروس!
اما واقعا چرا؟چرا آدم باید خودش و اطرافیانش رو بذاره تو معذورات؟ هر چیزی در حد نیاز و نه فراتر.
البته زندگی هرکس مختص به خودشه،همه که نباید مثل هم فکر کنن.
+وای بچه ها
چند وقته تو یک کانالی هستم
که فایل صوتی میذاره
امروز یک جمله گفت ،از ساعت پنج صبح دارم اشک میریزم.
اگه عمر کره ی زمین رو یک سال بگیریم شصت هفتاد سال سال عمر ما اندازه سه ثانیه است!
یعنی تو کائنات به این عظمت ما همش سه ثانیه هستیم!
کاش تو این سه ثانیه هم رو دوست داشته باشیم. . .

+به طرز عجیب غریبی عاشق جینگیلی جات شدم! هر چیز کوچولو و رنگی رنگی که گل داشته باشه رو شدید میبوسمندی! یجور گلیسم پیدا کردم!گل های ریز و کوچولو!
نا گفته نباشه که گلیسم من منحصر به ظرف و دستمال و این چیزاست.البته طرح رز آلمانی واسه پرده و رو تختی قشنگه.حالا خدا رو چی دیدم!شاید گلیسم من درمان شد:دی

+به شکل عجیبی دلم یجای ساکت میخواد. . .دوست دارم تنها باشم. . .
یازده اردیبهشت. . . .


[ چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1395 ] [ ساعت 07 و 19 دقیقه و 54 ثانیه ] [ شیشه ] نظرات

نمایش نظرات 1 تا 30


      قالب ساز آنلاین